أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
227
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
دواء مسهل بود و در وقت اسهال عمل به طول انجامد و حاجت شود بعلاجهاى بسيار تا آن غائله بصلاح آيد و امساك كند و همچنين بود حال كسى را كه مسن بود در سن شيخوخت كه در ايشان غائله دوا بسيار بود ديگر بدانكه شرب بيد بعد از مسهلات موجب تپ مىشود و اضطراب موجب صعوبت حال مىگردد و ديگر گاه باشد كه فصد يا مسهل موجب وجعى مىشود كه در كبد بود و علاج آن به غير از آب گرم نباشد كه به آن تشرب كند ديگر بدانكه كسى كه بخواهد كه دواء مسهل بخورد بايد كه در وقت گرما از ابتداء طلوع شعير ايمانى و در وقت سرما كه برف در كوهها استقرار نموده باشند از شرب دوا احتراز نمايد بلكه اولى به حال شرب اوقات معتدل بود چون ربيع و خريف اما ربيع چون بعد از ان تابستان آيد و در ان تحليل بسيار شود نبايد كه در شرب دوا الحال كنند بلكه از ان چيزى كه لطيف بود خورند اما بتحليل رفته باشد بدل آن برسد به بدن ديگر بايد دانست كه طبيعت را عادت دادن بشرب دواء مسهل بانكه بهر سوء مزاجى حاجت شود او را بشرب مسهل دوا نبود و الا در نكابت و بدحالى افتد و هركس كه مزاج او يابس بود در شرب مسهل او را نكابت و اضطراب بسيار رسد ديگر بدانكه كسى كه دواى خورد كه آن دوا ضعيف بود در عمل اسهال بايد كه تا آن دوا از عمل فارغ نشود حركت نكنند و الا موجب ضعف قوت دوا مىشود و بهترين ضعيف از ادويه مسهله مبارك سر بنفشه باشد يا قند مثل خمير بنفشه ديگر كسى را كه ضرورت شود آنكه در زمستان دواء مسهل خورد انتظار كشد تا روزى كه در ان باد جنوب آيد و اگر تابستان بود انتظار باد شمال كشد ديگر بدانكه وقتى كه بيمارى را حاجت شود بدواى ضعيف و آن دوا عمل نهكند بايد كه بعد از ان ديگر بدواى ديگر تحريك ننمايند بلكه واگذارند آن را به حال خود و بسيار بود كه شرب دوا موجب تپ بود و اضطراب پس درين وقت بايد كه از فصد غافل نباشند - فصل ششم در افراط اسهال وقتى كه بايد كه آن را قطع كنند و آن را چند علامت باشد يكى آنكه تشنگى غالب شود و خواب و اگر اسهال بسيار شود و تشنگى و خواب غالب نشود بايد كه از ان خوف كنند ما دامى كه مستفرغ از جنس چيزى باشد كه آن را استفراغ بايد كردن آن وقت موجب نكايت نشود و گاه باشد كه تشنگى و خواب از رهگذر نقاء باشد بلكه بسبب حدت و كوفت دوا باشند و اسهال آن يا بسبب گرمى معده يا بسبب خشكى مزاج معده يا بسبب حدت و لذع ماده كه صفراوى بود كه هركدام ازين اسباب يا از مجموع حالت عطش بهم مىرسد و اگر اضداد اين حالات در بدن باشد موجب تاخير مىشود در حدوث تشنگى و محمل حال آن بود كه اگر تشنگى غالب شود و اسهال هم كم نبوده باشد قطع اسهال بايد كردن خاصة كه اسباب سرعت عطش موجود نباشد و اگر تشنگى ظاهر تقاضاى ماء نكند در قطع آن و بسيار وقتى باشد كه خروج ما يخرج موجب قطع اسهال مىشود وقت قطع بود چنان كه اگر مسهل بلغم داده باشند و بسودا رسد يا صفرا ببلغم رسد اما اگر كار به خون رسد در اسهال آنوقت خطر بود خطرى خطير و كسى كه او را بعد از خوردن دوا مغص شود بايد كه آنچه در باب مغص گفته است بان تدبير كنند - فصل هفتم در تلافى افراط در اسهال بدانكه افراط در اسهال سببش يا ضعف عروق باشد يا سعت مجارى افواه عروق و بسبب لذع و حدت دوا هم مىشود يا بسبب سوء المزاج كه از ان در بدن پديد آمده باشد پس افراط شود و در اسهال بايد كه ربط كنند اطراف را از دو جانب يكى جانب قوت مثل بيخ بغل و پستانها دوم جانب تحت مثل بيخ رانها و خصيه و بايد كه از ترياق اندكى تناول كنند يا از فلونيا يا آنكه عرق فرمايند او را اگر ممكن باشد در حمام يا ببخار آب گرم در زير جامه و بيرون كردن سر از جامه و سقى اشياء قوابض و دلك بانها و استعمال لخالخ لطيفه طيبه از آب رياحين و صندل و كافور و عصارات فواكه و واجب بود آنكه دلك كنند اعضاء بيرونى را مثل پشت و كتف و تسخين آن كنند و اگرچه بچيزهاى باشد كه مثل محجمه به آتش در زير پهلوها و ميان دو كتف و گاهى بر معده و احشا طلايه از ضمادى چند كه در ان قبضى و تبريدى بود چون سويق جو به آب ميوهاء قابض و روغن به و مصطگى و اجتناب نمايند از هواء سرد كه در ايشان بواسطه عصر اسهال مىآورد و از آب گرم هم كه ارخاى قوت ايشان مىكند و واجب بود كه تقويت كنند بمشمومات طيبت الرايحه و بياشامند شراب ريحانى را با نانى كه خميرش رسيده باشد در وقتى كه آن نان گرم بود و پيش از ان نانى به آب انارين تشرب كرده باشند و همچنين بود حال در سويقها و در قشور مثل قشير خشخاش كوفته ديگر از جمله مجربات آنست قابض كه سه مثقال